![]() |
![]() |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 20:55 توسط محسن |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 20:52 توسط محسن |
|
|
این دل یه موقعی شکسته بود
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم دی 1384ساعت 13:14 توسط محسن |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم دی 1384ساعت 13:7 توسط محسن |
|
|
عشق نمی پرسه که تو کی هستی؟ عشق فقط میگه تو مال من هستی..... عشق نمی پرسه اهل کجا یی؟ فقط می پرسه تو قلب من زندگی می کنی..... عشق نمی پرسه که چه کار می کنی؟ فقط میگه باعث میشی قلب من به ضربان بیفته..... عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟ فقط میگه همیشه با من هستی..... عشق نمی پرسه کی دوستم داری؟ فقط میگه دوستت دارم! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم دی 1384ساعت 12:59 توسط محسن |
|
|
ببین بچه جوووووون من نمی وونم کی هستی
فقط می دووونم که آی دی هک می کنی این دفعه وب لاگتو هک کردم اگه یه دفعه دیگه تو یا اون دو تا دوست غناص و بد ترکیبت آی دی هک کنید یه کاری می کنم که .........................
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 14:22 توسط محسن |
|
![]() خدایا به اندازه تمامی روزهای رفته آروزهای مچاله شده می بینم و به اندازه تمام ستاره های نقره ای شب یلدا آرزوهای نداشته ! ولی هنوز امید وارم !!! چون باور دارم که ارزوهای آبی ات روزی صدایم می کنند !!!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 19:4 توسط محسن |
|
|
برای بهترینی که همیشه با منه.
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 20:24 توسط محسن |
|
|
![]() همیشه به دنبالت بودم افسوس پیدایت نکردم کوه ودریا را گشتم فریادت زدم درکوه خودم را شنیدم نوشتمت برماسه های گرم موجی با خود برد و اینک...............
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 20:28 توسط محسن |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 13:18 توسط محسن |
|
|
عشق يعنی مستی وديوانگی عشق يعنی با جهان بيگانگی عشق يعنی شب نخفتن تا سحر عشق يعنی سجده ها با چشم تر عشق يعنی سر به دار آويختن عشق يعنی اشک حسرت ريختن عشق يعنی در جهان رسوا شدن عشق يعنی مست و بی پروا شدن |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 13:17 توسط محسن |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 13:9 توسط محسن |
|
|
شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست؟ استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياوراما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني استاد گفت: عشق يعني همين شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟ استاد به سخن آمد كه:به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت. استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم ستاد باز گفت:ازدواج هم يعني همين |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آذر 1384ساعت 19:54 توسط محسن |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 16:59 توسط محسن |
|
|
پيچاپيچ
یه زندگی ...پشت تمامي خاطره های مرده شون ... دارن قلب شكسته ايي رو تو مسلخ آرزوهاش ... به صليب مي كشن ... - قلب شکسته با تموم قدرت فریاد زد - |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 20:23 توسط محسن |
|
|
عاشق بارونی ولی وقتی بارون مياد چترتو باز ميکنی ميگی عاشق برفی ولی از يه گوله برف می ترسی ميگی عاشق پرنده ای ولی اونو تو قفس زندانی می کنی ميگی عاشق گلهايی ولی اونارو از شاخه میکنی چطور انتظار داری باورت کنم وقت ميگی دوستت دارم؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 20:13 توسط محسن |
|
|
می دیگه اون موقع هیشکی اشکهای روی گونه هاتو نمیبینه
غروب را دوست دارم چون :به رنگغم است غم را دوست دارم چون همیشه با من است
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 20:4 توسط محسن |
|
|
برای دوست داشتن دو قلب لازم است: قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند قلبی که هدیه کند و قلبی که بپذیرد قلبی برای تو وقلبی برای آن کسی که خود را درآغوش اوآرام بیابی |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 19:46 توسط محسن |
|
|
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد می شی بر می گرده و
نگات می کنه بدون براش مهمی اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میوفتی بر می گرده و با عجله می یاد
سمت تو بدون براش عزیزی اگه یکی رو دیدی وقتی داری می خندی بر می گرده و نگات می کنه
بدون واسش قشنگی اگه یکی رو دیدی وقتی داری گریه می کنی بر می گرده و میاد باهات
اشک می ریزه بدون دوست داره اگه یکی رو دیدی وقتی داری با یکی دیگه حرف می زنی ترکت می کنه
بدون عاشقته اگه یکی رو دیدی وقتی داری ترکش می کنی برات فقط سکوت می کنه
بدون دیوونته اگه یکی رو دیدی که ازنبودنت داغون شده بدون که
براش همه چی بودی اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله بدون که
بدونه تو می میره اگه یکی رو دیدی که بعد رفتنت لباس سفید پوشیده بدون که
بدون تو مرده اگه یه روز دیدیش که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیدن
بدون واسه خاطرتومرده... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 19:42 توسط محسن |
|
|
عشق به نيرومندی مرگ است... من در جستجوی تو نبودم٬تو را پيدا نکردم٬عطش من از تو نبود٬ واکنون٬خيزابهای سرد مرگ مرا در بر گرفته است و ضربتهای پی درپی امواج آن مرا گيج کرده است... به پايين نمينگری؟مرا نمی بينی؟نمی بينی که نابود ميشوم؟؟؟ «آری من در جستجوی تو بودم.تو را پيدا کردم.عطش من از تو بود و مدتها پيش با زنجير عشق تو را به بند کشيدم.و اکنون٬آغوش تو را در بر ميگيرد.و من به تاريکی مرگ مينگرم و تو را ميبينم و بار ديگر تا ابد تو را از آن خود ميکنم...» |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 17:41 توسط محسن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
| پیوندها |
|
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
|
RSS
|